ای معلم گرانقدر و عزیز ؛ به یقین هیچ جامعه یی فراتر از اندیشه ی تو رشد نخواهد کرد ای که تو خود همه اندیشه یی ؛ آیاشنیده ای ؟ به یقین شنیده یی آنجا که امام عزیزمان آن سفر کرده ی بی همتا ؛آن معلم بزرگ ؛ او که هرگز بیهوده حرف نزد ؛ او که هرگز دروغ نگفت ؛ وهرگز برای هوای نفس حرف نزد ؛ براستی که او هرگز برای دلخوشی کسی حرف نزد ؛ به یقین رسید و سپس فرمود : « معلمی شغل انبیاست» روزت مبارک که اندیشیدن را به من آموختی ؛ هنرساختن به من آموختی ؛ و درست زندگی کردن را به من آموختی ؛ سالم باشی تاسلامتی هست؛همیشه زنده باشی تا زندگی هست . دوستت دارم به بزرگی عشق ای معلم عزیز ؛ تا هستم تا می فهمم .
+
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1392ساعت 11:2  توسط سید کاظم حسینی
|
درمقابل کنش دیگران ما می توانیم واکنش خود را تنظیم کنیم ورفتار متناسب ودرست در مقابل آنان را در پیش بگیریم اما رفتار دیگران را تازمانی که خودشان برای تغییر آن تصمیصی نگیرند نمی توانیم برنامه ی خاصی داشته باشیم زیرا برای تغییر یک رفتار شرط اول اینست که بپذیریم رفتار ما غلط است یک فرد دروغگو با توجه به منافع آنی که از دروغ خود بدست می آورد نمی تواند آن منافع را نادیده بگیرد ولی چنانچه عامل تقویت دروغگویی ما هستیم ودرمواقعی که تحمل شنیدن حرف راست را به هر دلیل نداریم وباعث می شویم که طرف مقابل ما به ما دروغ بگوید می توانیم با یک برنامه ریزی منظم دیگران را کنترل کنیم که برای شناسایی نقش خودمان در میزان دروغگویی دیگرا ن لازم است که به یک روانشناس مراجعه کنیم.
+
نوشته شده در شنبه سوم فروردین 1392ساعت 19:32  توسط سید کاظم حسینی
|
دانشمندان انگلیسی پس از ماهها تلاش و بررسی سرانجام توانستند پاسخ این سوال مهم علم عصب شناسی را که محل اضطراب و وحشت در کدام قسمت مغز است، پیدا کنند.
به گزارش ایسنا، دانشمندان پس از 9 ماه بررسی کشف کردند که مرکز اضطراب در هیپوکامپ، ناحیهای در لوی میانی تمپورال که معمولا با حافظه و آگاهی از مکان در ارتباط است، قرار دارد.
این محققان با انجام اسکن مغزی بر روی افراد ترسیده یا مضطرب فهمیدند که در زمان ترس، بخش هیپوکامپ فعال میشود.
در این آزمایشات اسکنهای مغزی افراد داوطلب تجزیه و تحلیل شده و به اطلاعات بدست آمده از پرسشنامهها که برای دستیابی به سطوح اولیه اضطراب فرد طراحی شده بود، اضافه شد
دانشمندان امیدوارند که این دادههای جدید به پیشرفت داروها و درمانهای جدید برای اختلالات اضطراب و افسردگی کمک کند.
افراد مضطرب در رویارویی با مشکلات «یخ میزنند»، پدیدهای که از آن به عنوان «مهار اخلاقی» یاد میشود.
کشف این موضوع که چرا برخی افراد در مواجهه با خطر احتمالی از ترس میخکوب شده و برخی دیگر به آرامی با آن روبرو شده و با آن مقابله میکنند، کلید فهم اضطراب افراد است.
اضطراب پدیدهای پیچیده است که تاکنون فهم کاملی از آن دست نداده و دانشمندان برای اندازهگیری آن قصد دارند تا آن را به یک رفتار تبدیل کنند.
همچنین در این تحقیقات مشخص شد که زنان اضطراب بیشتری نسبت به مردان دارند و از مسائل سادهتر از تهدید کلامی مانند وارد شدن به یک اتاق شلوغ یا حتی انتخاب یک وسیله جدید احساس ترس و نگرانی میکنند.
کپی مطالب ازتابناک
+
نوشته شده در شنبه سوم فروردین 1392ساعت 19:18  توسط سید کاظم حسینی
|
یک روانشناس معتقد است بیشتر بی خوابیهای شبانه ناشی از مشکلات روحی روزمره افراد است.
دکتر جهانگیر کرمی در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، منطقه کرمانشاه با تاکید بر اینکه خواب برای سلامت فکر و جسم افراد ضروری است، گفت: هر فرد بنا بر سن و ویژگیهای فیزیولوژیاش نیاز به چند ساعت خواب دارد که این میزان برای کودکان 16 ساعت، برای افراد با سن بالاتر 9 تا 10 ساعت و برای افراد بالغ هفت تا هشت ساعت در شبانه روز است.
وی اظهارداشت: برخی مواقع به دلیل مشکلات روحی، ناراحتی و هیجان، افراد دچار اختلال موقت خواب میشوند که بعد از چند روز به حالت عادی باز می گردد.
این روانشناس در خصوص بی خوابیهای طولانی مدت یادآور شد: فردی که با اختلال مداوم خواب مواجه است دچار خستگی، عدم تمرکز، اختلال تصمیم گیری و حتی افسردگی خواهد شد و در تمام طول روز دچار مشکل است.
کرمی با اشاره به اینکه دلایل مختلفی برای بروز بی خوابی وجود دارد، خاطرنشان کرد: دمای نامناسب محیط خواب، نامناسب بودن رختخواب، آرام نبودن محیط خواب و الگوهای نامنظم خواب و بیداری از جمله مهمترین این عوامل است.
به گفته این روانشناس گرسنگی، پرخوری، مصرف مواد کافئین دار، اضطراب و افسردگی و فکر کردن مداوم به اتفاقات روزمره هم می توان باعث ایجاد بی خوابی شود. این روانشناس با اعلام اینکه قرصهای خواب آور اثر کوتاه مدت دارند، افزود: مصرف طولانی مدت این داروها باعث خستگی، تحریک پذیری، وابستگی و عوارض جانبی دیگر می شود.
کرمی گفت: اگرچه برخی از موارد بی خوابی در اثر مشکلات جسمی رخ می دهد، اما در اکثر موارد اختلالات خواب ناشی از سبک نادرست زندگی است. وی خاطرنشان کرد: برای درمان بی خوابی باید ابتدا درمان رفتاری را برای افراد به کار برد تا از فکر و خیال بیهوده دور شوند و با آرامش بیشتر به رختخواب بروند.
به گفته این روانشناس ورزش در ساعات بعداز ظهر، خوابیدن در زمان مناسب، انجام تکنیکهای رلکسیشن قبل از خواب، تغذیه مناسب و ... از جمله اقداماتی است که میتواند در کاهش بی خوابی موثر باشد.
گردآوری :
تلکس فا | / مرجع خبر :
ایسنا |
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم بهمن 1391ساعت 16:12  توسط سید کاظم حسینی
|
یک روانشناس به خانوادهها توصیه کرد برای مقابله با دروغگویی کودک به طور غیرمستقیم و در قالب داستان به او یاد دهند که دروغگویی رفتاری پسندیده نیست.
«مریم رئوفی» در گفتوگو با ایسنا، با بیان اینکه کودکان به علل مختلف دروغ میگویند، اظهار کرد: گاهی دروغگویی ریشه در تخیلات کودک دارد، به این معنا که کودکان در سنین خاصی وارد فاز تخیلات میشوند و اشیاء و اتفاقات را واقعیت پنداری میکنند.
وی افزود: خانوادهها باید توجه داشته باشند که اینگونه همزاد پنداریها ریشه در تخیلات کودک دارد و تنها به دلیل اینکه با واقعیتها منافات دارد نمیتوان آنها را دروغ پنداشت.
این روانشناس با بیان اینکه گاهی دروغگویی کودک ریشه در آرزوهای او دارد، افزود: در این صورت کودک در واقع با بیان جملات ارضاءکننده، خواستههای خود را در قالب واقعیتها میگوید.
رئوفی افزود: در این مورد ممکن است فرد در مورد شغل پدر و مادرش، یا وسایل خانه و محل زندگی و ... نسبت به دروغگویی اقدام کند که در این صورت میتوان گفت کودک به علت احساس ضعفها و حقارت شرایط زندگی خود را جور دیگری جلوه میدهد.
وی یکی دیگر از علل اقدام به دروغگویی کودک را به علت ترس از گفتن واقعیت و کتمان از خطای خود دانست و گفت: گاهی کودک به علت ترس از شماتت و تنبیه، واقعیتها را طور دیگری بیان میکند که این اتفاق اغلب به دنبال رفتارهای منفی والدین رخ میدهد.
این دکترای مشاورهی روانشناسی، الگوپذیری رفتار را یکی دیگر از علل روآوری به دروغگویی در کودک دانست و گفت: در مواردی پدر و مادر، علت دروغ گفتن کودک هستند، چون زمانی که کودک شاهد دروغگویی پدر و مادرش باشد بد و خوب آن را نمیفهمد و سعی در تقلید آن دارد.
رئوفی سپس راهکارهای مقابله با دروغگویی را بیان و اظهار کرد: خانوادهها باید توجه داشته باشند که در رفتارهای کودک برخورد تنبیهی نمیتواند چندان موثر است چون برخورد تنبیهی والدین با مقولهی دروغگویی و سایر رفتارهای غلط کودک فقط سبب عدم انجام آن به طور موقت میشود.
وی گفت: به نظر میرسد برخورد تفسیری و توجیهی با این مقوله میتواند موثر باشد، چون اگر به طور عمقی با این مقوله برخورد شود میتوان شاهد کارکردهای آن بود.
این روانشناس تصریح کرد: برخورد ریشهای با رفتار دروغگویی کودک سبب ایجاد حس جراتمندی در کودک میشود.
رئوفی تربیت کودکان را امری ظریف دانست و گفت: والدین باید برای اصلاح رفتارهای ناهنجار کودک مثل دروغگویی این رفتارها و اشتباه بودن آنها را در قالب نقش بازی کردن و به طور غیرمستقیم به او یاد دهند.
وی افزود: استفاده از شخصیتهای داستان، نقاشی و ... میتواند راه حل مناسبی برای مقابله با رفتارهایی مثل دروغگویی کودک باشند.
این دکترای روانشناسی یادآور شد: کودک بد و خوب بودن دروغ را نمیفهمد، پس نباید به هیچ وجه با او برخورد تنبیهی داشت.
(کپی مطالب از تابناک)
+
نوشته شده در جمعه بیست و چهارم آذر 1391ساعت 19:24  توسط سید کاظم حسینی
|
زن جواني در دادگاه خانواده گفت: زماني که با شوهرم آشنا شدم او از نوع پوشش و عقايدش حرفي نزد تنها در دوران نامزديمان از من خواست که براي مدت کوتاهي پوششم مانند خانوادهاش شود تا زندگيمان را شروع کنيم، اما بعد از ازدواج از من خواست که مانند خانوادهاش باشم درحالي که اعتقادات خانواده من و خانواده او تفاوتهاي بسياري با يکديگر دارد.
به گزارش ايسنا، زوج جواني در دادگاه خانواده حاضر شدند و درخواست طلاق توافقي خود را به قاضي دادگاه ارائه کردند. در ابتداي جلسه دادگاه زن جوان که 25 سال سن داشت خطاب به قاضي گفت: يک سال و شش ماه پيش در دانشگاه با همسرم آشنا شدم و در همان مدت آشناييمان تصميم به ازدواج گرفتيم که البته اين تصميمگيري بدون در نظر گرفتن سطح فرهنگ خانوادههايمان بود.
وي ادامه داد: شوهرم داراي يک خانواده بسيار سنتي و مذهبي است، به طوري که پوشش من را از ابتدا قبول نداشتند و حتي با اين موضوع مشکل داشتند چرا که آنها از من ميخواستند که پوششم مانند خودشان شود، اما من به دليل عقايدي که داشتم پوششم را بدون ايراد ميدانستم که نيازي نبود آن را تغيير دهم.
اين زن جوان با بيان اينکه شوهرم نيز در ابتدا مرا با همين پوشش انتخاب کرد، افزود: شوهرم در دوران آشناييمان هيچگاه از اعتقادات خانوادهاش حرفي نزد حتي طوري وانمود ميکرد که پوشش آنها نيز مانند خانواده من است در حالي که خانوادههاي ما از نظر اعتقادي تفاوتهايي بسياري با يکديگر دارند.
وي خاطرنشان کرد: به خواست شوهرم در زمان آشنايي خانوادههايمان با يکديگر پوششي را که مورد پسند خانوادهاش بود انتخاب کردم و شوهرم در همان دوران به من گفت که اين پوشش تنها براي دوران نامزديمانمان است و بعد از گذراندن اين دوران هر پوششي را که دوست دارم مي توانم انتخاب کنم اما متاسفانه بعد از ازدواجمان مشکلاتمان چند برابر شد چرا که شوهرم نتوانست اعتقادات خود را که از بچگي همراهش بوده کنار بگذارد و مانند من فکر کند. همچنين زماني که اعتراض ميکردم که چرا قبل از ازدواج با پوششم مشکلي نداشتي خيلي راحت ميگفت زيرا فکر ميکردم ميتوانم بعد از ازدواج تو را تغيير دهم.
اين زن جوان 25 ساله گفت: در طول چند ماهي که از زندگي مشترکمان ميگذرد موضوع پوشش من دغدغه و مشکل اصلي زندگيمان شده است چرا که خانواده همسرم نتوانستند با موضوع پوششم کنار بيايند به همين دليل مرتب از همسرم ميخواهند که مرا طلاق بدهد و با کسي ازدواج کند که مانند خودشان است. همچنين خانواده من نيز اصرار زيادي به جداييمان دارند. زيرا آنها نيز معتقدند ازدواج ما از همان ابتدا اشتباه بوده و تا دير نشده بايد از يکديگر جدا شويم.
در ادامه جلسه دادگاه شوهر اين زن که 26 سال سن داشت خطاب به قاضي گفت: همسرم حق دارد زيرا من اشتباه بزرگي را مرتکب شدم چرا که فکر ميکردم اگر همسرم در دوران نامزدي حجابش مانند خانوادهام شود بعد از ازدواج نيز ميتوانم او را متقاعد کنم که هميشه همانگونه بماند. در حالي که اينگونه نشد و خيلي زودتر از آنکه فکرش را کرديم زندگيمان از هم پاشيد.
وي افزود: به همسرم علاقه زيادي دارم و خودش اين موضوع را به خوبي ميداند، اما نميتوانم با اين شرايط به زندگي با او ادامه دهم. همچنين ميدانم که مقصر اصلي در اين ميان خودم هستم به همين دليل ميخواهيم هر چه زودتر از يکديگر جدا شويم.
اين مرد جوان 26 ساله مدعي شد: مهريه همسرم 100 سکه بهار آزادي است که هر طور تمايل داشته باشد به او پرداخت خواهم کرد.
به گزارش ايسنا، قاضي دادگاه بعد از شنيدن اظهارات زوج جوان از آنها خواست که به واحد مشاوره مراجعه کنند و از طلاق توافقي منصرف شوند اما زوج جوان اصرار به جدايي داشتند و به همين دليل قاضي دادگاه حکم طلاق توافقي اين زوج جوان را صادر کرد.
(متن خبر از تابناک)
+
نوشته شده در پنجشنبه نهم آذر 1391ساعت 8:49  توسط سید کاظم حسینی
|
اختلال تبدیلی عبارتست از یک یا چند نشانه عصبی که با یک اختلال طبی یا عصبی شناخته شده قابل توجیه نیست. فلج، کوری و کری شایعترین نشانه های اختلال تبدیلی هستند. اختلال تبدیلی اغلب با اختلال شخصیت پرخاشگر _ انفعالی، وابسته، ضد اجتماعی و نمایشی ارتباط دارد. نشانه های اختلال افسردگی و اضطراب اغلب در این بیماران دیده می شود. این بیماران در معرض خطر خودکشی قرار دارند.
در اختلال تبدیلی، بی حسی و پارستزی بخصوص در انتهای اندام ها شایع است. تمام وجوه حسی ممکن است درگیر شوند. پزشک ممکن است بی حسی مشخص دستکش و جوراب را در پاها و دست ها یا بی حسی نیمی از بدن را که دقیقاً در خط وسط بدن آغاز می شود را مشاهده کند. این علایم ممکن است یک طرفه یا دو طرفه باشند، ولی ارزیابی های عصبی سالم بودن راههای حسی را نشان می دهند. برای مثال در کوری تبدیلی، بیمار بدون برخورد با اشیاء و یا آسیب رساندن به خود راه می رود و مردمک هایش نسبت به نور واکنش نشان می دهند.
نشانه های حرکتی اختلال تبدیلی نیز شامل حرکات غیر طبیعی، اختلال در راه رفتن، ضعف و فلج، لرزش های موزون آشکار، حرکات کره ای، تیک و حرکات پرتابی می باشد. کلاً هنگام توجه به این حرکات شدت آنها بیشتر می شود. در این بیماران هیچ نوع فاسیکولاسیون یا آتروفی عضلانی دیده نمی شود( بجز فلج های تبدیلی دراز مدت) و یافته های الکترومیوگرافی طبیعی هستند. تشنج های کاذب علامت دیگری در اختلال تبدیلی است.
تفکیک تشنج های واقعی از تشنج کاذب صرفاً بر اساس مشاهده بالینی ممکن است دشوار باشد. گاز گرفتن زبان، بی اختیاری ادرار و آسیب دیدن پس از سقوط ممکن است در تشنج کاذب نیز دیده شوند، هر چند که این موارد معمولاً مشاهده نمی شوند. پس از تشنج کاذب رفلکس گاگ و رفلکس مردمک باقی می مانند و غلظت پرولاکتین خون بالا نمی رود. همچنین قابل ذکر است که هیچ کدام از علایم مذکور عمداً ایجاد نمی شود و یا بیمار ادای آنها را در نمی آورد. نسبت زنان به مردان حداقل 2 به 1 است. در کودکان دخترها به نسبت بیشتری مبتلا می شوند.
اختلال تبدیلی در هر زمانی از زندگی، از کودکی گرفته تا سنین پیری، ممکن است شروع شود، ولی در بین نوجوانان و بالغین جوان شایعتر است. داده های موجود حاکی از آن است که اختلال تبدیلی در بین جوامع روستایی، افراد کم سواد و کم هوش و گروه های اجتماعی – اقتصادی پایین و کارکنان نظامی که در موقعیتهای جنگی قرار داشته اند، شایعتر است. نشانه های اولیه اکثر بیماران مبتلا(100 تا 90 درصد) ظرف چند روز یا کمتر از یک ماه برطرف می شوند. حدود 75 درصد بیماران ممکن است دوره دیگری از بیماری را تجربه نکنند. عوامل مربوط به پیش آگهی خوب عبارتند از:شروع ناگهانی، عامل استرس زای مشخص، انطباق خوب پیش از بیماری، فقدان بیماری طبی یا روانی همراه. هر چند اختلال تبدیلی طول بکشد، پیش آگهی آن بدتر است.
درمان
اغلب علایم تبدیلی خود به خود یا به دنیال در مان های رفتاری، تلقین و ایجاد یک محیط حمایت کننده از بین می روند.
الف) پس از انجام اعمالی که باعث تقویت رفتارهای بیمار گونه می شود(مانند بررسی های پاراکلینیکی و آزمایشگاهی، اعمال پیچیده تشخیصی و درمانی) خودداری شود.
ب) حضور خانواده و اطرافیان و توجه آنها به بیمار علایم را تقویت و تشدید می کند. بنابراین در زمان معاینه بیمار از اطرافیان خواسته می شود که اتاق معاینه را ترک کنند.
ج) خانواده بیمار تفهیم شوند که توجه به بیمار، اظهار همدردی و دلسوزی، مراقبت بیش از حد یا نشان دادن اضطراب و نگرانی به بیمار، رفتار بیمارگونه او را تشدید می کند. و همچنین به اطرافیان توضیح داده شود که هرگونه بهبودی را ولو جزیی مورد تشویق قرار داده و از این مسأله رضایت و شادی خود را اظهار کنند.
د) درمان علامت حاد عمدتاً از طریق تلقین به تنهایی یه توأم با روش های ذیل است:
1.تحریک فارادیک عضو مبتلا
2.هیپنوتیزم
3.دارو درمانی
برای دارو درمانی باید به پزشک متخصص روانپزشك(اعصاب و روان) مراجعه نمود.
( کپی ازسایت متعلق به کلینیک روانپزشکی پارسه )
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم آذر 1391ساعت 12:31  توسط سید کاظم حسینی
|
خبرگزاری مهر-گروه دین و اندیشه: دروغگویی یک بیماری روحی خطرناکی است که اگر در اسرع وقت درمان نیابد در فرصت کوتاهی کودک دروغگو به سایر انحرافات اخلاقی نیز آلوده خواهد شد.
دربرخی از خانوادهها دروغگویی کودکان، برای پدر و مادران مشکلات فراوانی به وجود آورده است، در چنین خانوادههایی روح اعتماد و اطمینان از بین رفته به جای آن بدبینی و بدگمانی جایگزین شده است.
دروغگویی همانند بیماریهای جسمی در آغاز از یک امر بسیار ساده و کوچک آغاز میشود و اگر در اولین مراحل پیدایش، معالجه نشود و در درمان آن سهل انگاری به عمل آید، آن بیماری کوچک به تدریج به مرض مهلک و خطرناکی تبدیل خواهد شد.
آیا دروغگویی فطری است؟
تحقیقات دانشمندان همه حاکی است که کودک هیچ گونه آشنایی با دروغ ندارد و این محیط خانواده و یا مدرسه و یا اجتماع است که این زشتی را به او میآموزد. در روایات اسلامی این چنین وارد شده که صفحه ضمیر کودک از هر پلیدی و آلودگی برکنار است و این محیط خارج است که بدیها را به او میآموزد.
علل دروغگویی
در بیماریهای جسمی پزشک میکوشد در درجه اول به عامل بیماری پی برده و پس از شناخت آن به درمان میپردازد . تربیت صحیح و اصولی نیز ایجاب میکند که در درجه اول به انگیزه دروغگویی پی برده پس از آن به درمان دروغگویی پرداخت.
الگوهای بد
علی(ع) درباره تلقینپذیری و آمادگی ذهنی و فکری کودک میفرماید: «قلب کودک همانند زمین بکر و آمادهای است که هرچه در آن کاشته شود بلافاصله پرورش مییابد». بنابراین اولین آموزگاران کودک پدران و مادران هستند و کودک همانند شاگردی که هرچه ببیند و یا بشنود بر اساس تلقینپذیری همه را به جان و دل میپذیرد و آنها را جزء وجود خود قرار میدهد بدون اینکه به زشتی و زیبایی آن وقوف داشته باشد و این پدران و مادران هستند که ناخودآگاه کودک را به دروغگویی میکشانند و این در مکالمات و مناقشات و یا رویدادها و قراردادهای قولی و گفتاری به وجود میآید و از همین رهگذر کودک با خلاف واقعگویی آشنا میگردد. در برخی از موارد هم خود پدران و مادران زمینه دروغگویی را به دست خود برای کودکان فراهم میسازند مثل اینکه دروغگویی را به آنان تلقین بنمایند.
ترس از مجازات
یکی دیگر از علل دروغگویی کودکان ترس از مجازات است اگر کودکان میدانستند که پس از اقرار اعتراف به گناه و خطای خود ازمجازات و توبیخ مصون خواهند ماند هرگز توسلی به دروغگویی نمییافتند و در حقیقت توبیخ و تنبیه بزرگترها است که کودکان را به دروغگویی پناهندگی میدهد. بنابراین با کمال صداقت باید اعتراف کرد که در این مورد هم پدران و مادران بودند که کودکان را به دروغگویی واداشتند.
اگرپدران و معلمان در مواردی که کودکان عمل خلافی انجام داده اند با گشاده رویی با آنان برخورد کرده بدون تنبیه و توبیخ زیانهای عمل خلاف را برایشان بازگو میکردند به طور قطع بسیاری از کودکان نیازی به دروغگویی نمییافتند.
احساس کمبودها
در مواردی هم برخی از کودکان از نظر موقعیت وضع خانوادگی و محل زیست نسبت به دیگران احساس کمبود مینمایند. برای جبران این کمبودها به دروغ متوسل میشوند. تعلیم و تربیت خوب و احترام به ارزشهای واقعی و انسانی سبب میگردد که کودکان به بسیاری از امور ساده و پیش پا افتاده که فاقد ارزشمندی است بی توجه شده هرگز به خلافگویی و دروغ متوسل نشوند.
بازسازی دروغگویی
دروغگویی دونوع، درمان پذیر است: یکی سطحی و دیگری واقعی. اما درمان سطحی آن است که مربی متوسل به توبیخ و تنبیه بدنی شده به این وسیله میکوشد با ایجاد رعب و سلطهجویی کودک را از دروغ گفتن بازدارد، بدیهی است که این روش درحد یک بازدارنده موقت ارزش دارد و هرگز نمیتواند یک عامل تربیتی به شمار آید.
ولی روش درمان واقعی آن است که مربی به جای تندی و خشونت تلاش کند انگیزه اساسی کودک را در دروغگویی پی برده آن را بر طرف سازد. بدیهی است با برطرف شدن نیاز کودک روحیه زشت دروغگویی نیز از او برکنار میشود.
ممکن است کودکی در شرایط خاصی به دروغگویی اعتیاد داشته باشد بدیهی است کودک چون هنوز روحیاتش فرم و شکل استواری نیافته میتوان با مراقبتهای پیگیر آن عادت زشت کودک را به عادت نیکوی نوینی تغییر داده بازسازی به عمل آورد.
در خاتمه باید به این واقعیت نیز توجه داشت که دروغگویی یک بیماری روحی خطرناکی است که اگر در اسرع وقت درمان نیابد در فرصت کوتاهی کودک دروغگو به سایر انحرافات اخلاقی نیز آلوده خواهد شد. امام حسن عسگری(ع) در این باره چنین فرموده است: اگرهمه بدیها و زشتیها در خانهای انباشته شده باشد، کلید آن خانه دروغ است.
کپی ازخبرگزاری مهر
+
نوشته شده در سه شنبه هفتم آذر 1391ساعت 11:24  توسط سید کاظم حسینی
|
دانشمندان ژن چاقی را با ژن شادی نسبت داده اند و برخی از این افراد چاق به گونه ای رفتار می کنند که به اندازه کافی در این رابطه دارای اعتماد به نفس هستند.
به گزارش مهر، این تحقیقات می تواند توضیحی برای این مسئله باشد که چرا شخصیت های داستانی و افسانه ای چاق همواره افرادی مهربان و شاد به تصویر کشیده می شوند.
دانشمندان دانشگاه «مک مستر» کانادا به این نتیجه رسیده اند که «FTO» به عنوان ژن چاقی ژن شادی نیز محسوب می شود.
«FTO» سهم مهمی از نظر ژنتیکی در چاقی دارد اما این ژن به کاهش هشت درصدی افسردگی نیز نسبت داده شده است.
محققان دانشگاه «مک مستر» کانادا درحال تحقیق روی ارتباط میان چاقی و افسردگی بودند اما آنها وضعیت ژنتیکی و روانپزشکی افرادی را که در این تحقیق شرکت کرده بودند مورد بررسی قرار داده و عکس موضوع مورد تحقیق خود را در یافتند.
افراد این تحقیق در مطالعه EpiDREAM موسسه تحقیقات سلامت جمعیت شرکت کرده بودند، این تحقیق نمونه «دی ان ای» 17200 نفر را از 21 کشور مورد بررسی قرار داده است.
نتایج این تحقیق نشان می دهد که افرادی که پیشتر دارای ژن «FTO» ( ژن چاقی) بوده اند نشانه های بسیار کمتری از افسردگی دارند.
یافته های این تحقیق به واسطه تحلیل های وضعیت ژنتیکی بیماران در سه تحقیق بین المللی دیگر نیز مورد تأیید قرار گرفت.
«دیوید میر» از دانشگاه «مک مستر» کانادا اظهار داشت: ما می خواستیم مسیر متفاوتی را دنبال کنیم و از این فرضیه آغاز کردیم که می گوید هم افسردگی و هم چاقی دارای یک نوع فعالیت مغزی هستند. ما فرض کرده بودیم که ژنهای چاقی و افسردگی به هم ارتباط دارند.
وی افزود: ژن چاقی کاهش هشت درصدی افسردگی را هم به دنبال دارد و این امر تغییر چندانی در وضعیت روزانه بیمار ایجاد نمی کند. این درحالی است که ما یک پایه ملکولی جدید برای افسردگی یافتیم و این اولین شواهدی است که نشان می دهد ژن چاقی FTO با حفظ فرد علیه افسردگی نسبت دارد.
(کپی ازتابناک)
+
نوشته شده در پنجشنبه دوم آذر 1391ساعت 8:21  توسط سید کاظم حسینی
|
همیشه زبان، مترجم عقل بوده ولی ترجمان عشق، چشم است. آنجا که اشکی از روی احساس و درد و سوز میریزد، عشق حضور دارد، ولی آنجا که زبان با گردش منظم خود جملههای منطقی میسازد عقل حاضر است.
به گزارش ایسنا، اجر و مزد گریه برای آن حضرت بسیار عظیم و بزرگ است و خداوند خود ضامن آن میباشد. گریه برای آن حضرت سختیهای زمان احتضار را از بین میبرد.
امام سجّاد(ع) میفرمایند: "هر مؤمنی که چشمانش برای کشته شدن حسین(ع) گریان شود به طوری که اشک بر گونههایش سرازیر گردد، خداوند به سبب آن، او را در غرفههای بهشتی جای دهد که روزگاران درازی را در آنها به سر برد1".
امام صادق علیهالسّلام به مسمع بن عبدالملک فرمودند: "آیا مصائب آن جناب (امام حسین علیهالسّلام) را یاد میکنی؟ عرض کرد: بلی والله مصائب ایشان را یاد کرده و گریه میکنم. حضرت فرمودند: آگاه باش که خواهی دید در وقت مردن پدران مرا که به ملکالموت وصیت تو را میکنند که سبب روشنی چشم تو باشد. همچنین فرمودند: ای مسمع گریه بر احوالات حسین (ع) سبب میشود که ملک الموت بر تو مهربانتر از مادر گردد.
گریه بر حضرت اباعبدالله الحسین (ع) باعث راحتی در قبر، فرحناک و شادان شدن مرده، شادان و پوشیده بودن او در هنگام خروج از قبر است در حالی که او مسرور است، فرشتگان الهی به او بشارت بهشت و ثواب الهی را میدهند. اجر و مزد هر قطره آن این است که شخص همیشه در بهشت منزل کند2".
امام رضا(ع): "بر کسی چون حسین باید که گریندگان بگریند؛ زیرا که گریستن بر او گناهان بزرگ را میزداید. حضرت سپس فرمود: چون ماه محرّم میرسید کسی پدرم را خندان نمیدید. غم و اندوه بر او چیره بود تا آنکه 10 روز میگذشت. روز دهم روز سوگواری و اندوه و گریه او بود و میفرمود: این روزی است که حسین علیهالسلام در آن کشته شد3".
منبع:
1- ثواب الأعمال: 108 / 1 منتخب میزانالحکمة: 380
2- بحارالانوار، ج44، ص289 و کامل الزیارات باب32، ص101
3- وسائلالشیعه: 10 / 394 / 8 منتخب میزانالحکمة: 382
(کپی ازتابناک)
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم آذر 1391ساعت 8:0  توسط سید کاظم حسینی
|