X
تبلیغات
مشاوره و روانشناسی سید کاظم حسینی
محققان دانشگاه هاروارد موفق به کشف قرصی شده‌اند که به بزرگسالان کمک خواهد کرد مهارتهای جدید را به سرعت کودکان فرابگیرند.

به گزارش ایسنا، محققان مغز یک زن نابینا را برای پردازش تصاویر با استفاده از یک داروی آلزایمر موسوم به «دونپزیل» مجددا سیم‌کشی کردند.

این قرص، مواد شیمیایی درون مغز مانند سروتونین و استیل‌کولین که هر دو با غلظت بالا در مغز کودکان وجود دارند را افزایش می‌دهد.

این مواد شیمیایی بطور طبیعی با بالا رفتن سن، کاهش می‌یابند.

کودکان کمتر ازهفت سال به سرعت مهارتهای جدید را یاد می‌گیرند چرا که مغز آنها در این زمان وارد دوره‌های مهم رشد می‌شود.

به دلیل سطوح بالای مواد شیمایی خاص و رشد سریع مغز، کودکان بسیار سریعتر از بزرگسالان زبانهای جدید را یاد گرفته، اطلاعات را جذب کرده و برای مثال مهارتهای موسیقایی را یاد می‌گیرند.

در بزرگسالان، یادگیری این مهارتها با رسیدن مغز به نقطه اوج رشد و فقدان این قابلیت ارتجاعی سخت‌تر می شود.

داروی دونپزیل یک مهارکننده کولین‌استراز است. این دارو میزان استیل‌کولین را در اطراف پایانه‌های عصبی افزایش داده و به ارتقای عملکرد مغز کمک می‌کند.

                                                 کپی مطالب از تابناک

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم فروردین 1393ساعت 14:20  توسط سید کاظم حسینی  | 
با او به توافق برسید

بهتر است کودک بداند بعد از آمدن از مدرسه چه کاری باید انجام دهد. اگر مایل است اول تلویزیون ببیند و بعد به تکالیف خود بپردازد، این را تعیین کنید و با هم به توافق برسید یا اینکه بهتر است بداند از او انتظار می‌رود بعد از یک چرت کوتاه شروع به انجام تکالیفش کند. برای کودک‌تان توضیح دهید که شما مسئولیت‌های مهمی در خانه، ‌محل کار و جامعه دارید اما تنها و مهم‌ترین مسئولیت فرزندتان در حال حاضر یادگیری و آموزش است. هرچه زودتر انتظارات و برنامه منظم یادگیری و انجام تکالیف را مشخص کنید، راحت‌تر می‌توانید آن را تبدیل به یک روال معمول کنید. یک تمرین خانوادگی انجام دهید به این ترتیب که اجازه دهید فرزندان بزرگ‌تر الگوی کوچک‌تر‌ها باشند و زمانی که آنها مشغول انجام تکالیف و مطالعه هستند بزرگ‌ترها هم به آنها کمک کنند و برنامه خود را در مورد آنها هم به کار گیرند.

برای زمان مشق قانون بگذارید


هیچ‌چیز بیشتر از این تمرکز فرزندتان را به هم نخواهد زد که وقتی در حال انجام تکالیف است کودک همسایه در بزند و از او بخواهد برای بازی با او همراه شود در حالی که باید تکالیفش درست و مرتب انجام شود قبل از آنکه برای بازی به بیرون برود. با تنظیم قوانینی مثل تعیین زمان مشخص برای انجام تکالیف، این پیام را برسانید که کار مدرسه بر هر چیزی ارجحیت دارد. همچنین بفهمانید تا پایان انجام تکالیف و کنترل آن، تلویزیون یا تماس تلفنی، بازی‌های ویدئویی و… تعطیل است.

جایزه یادتان نرود

جایزه دادن به کودک اگر افراطی باشد می‌تواند تبدیل به باج شود اما حقیقت این است که انسان به تقویت مثبت،‌ پاسخ می‌دهد. اگر فکر می‌کنیدپاداش باعث ایجاد انگیزه در فرزندتان می‌شود از جایزه پولی یا غذایی خودداری کنید و در عوض پاداش را براساس گذران وقت با یکدیگر قرار دهید. از فرزندتان بپرسید چه کارهایی دوست دارد با شما انجام دهد و یک هدف ماهانه برای آن تنظیم کنید. یک جدول انجام تکالیف ایجاد کنید. برای هر تکلیفی که منظم انجام شده به فرزندتان یک ستاره بدهید. این ستاره‌ها می‌تواند بخشی از کاری باشد که آخر ماه قرار است انجام دهید؛ مثل خرید یک کتاب جدید یا به پارک رفتن، دوچرخه سواری یا سینما.

تشویق و مثبت بودن


حتی با بهترین مقاصد و شرایط مطلوب مطالعه، نشاندن بچه‌ها و ایجاد تمرکز در آنها یک چالش بزرگ است، به خصوص اگر مشکلاتی مانند عدم توجه و تمرکز داشته باشند اما با تمرین، صبر، پشتکار و مثبت بودن ظرف یک ماه یک روال منظم می‌تواند شکل بگیرد. یادتان باشد که از جملات مثبت و ستایش کلامی استفاده کنید. تنبیه فقط کار را سخت‌تر می‌کند و آنها را از تلاش باز ‌می‌دارد. آنها را به خاطر کاری که انجام دادند تشویق کنید نه برای نتیجه کار. مثلا بگویید: «حالا دیگه می‌تونی حروف را به اندازه مناسبش بنویسی، آفرین.» یا «خوشحال می‌شم می‌بینم تکلیفتو مرتب و تمیز می‌نویسی.»

موبایل بی‌موبایل


خودتان می‌دانید که پیامک و ای‌میل چقدر می تواند در از بین بــردن تمرکز موثر باشد. کودک‌تان باید بداند که در طول انجام تکالیف نمی‌تواند از گوشی‌اش استفاده کند. اگر سؤالی وجود داشت که شما قادر به پاسخگویی آن نبودید، می‌توانید اجازه دهید یک تلفن کوتاه با همکلاسی‌اش داشته باشد.

ارتباط ایجاد کنید


با اولیای مدرسه درباره تکالیف خانه و نحوه ایجاد تمرکز در کودکان تعامل داشته باشید. یک برگه تهیه کنید و جزئیاتی را که در خانه هنگام انجام تکالیف فرزندتان به نظرتان می‌رسد یادداشت کنید و اولیای مدرسه را هم در جریان قرار دهید. همکاری با معلمان و مربیان مدرسه کودک‌تان برای گرفتن توصیه و حمایت مهم است. آنها ممکن است پیشنهادهایی را در نظر داشته باشند که شما متوجه آنها نباشید. ایده‌های جدید را امتحان کنید، با آنها همکاری کنید تا با یکدیگر اهداف کوتاه مدت و بلند مدت را تعریف کرده و انتظارات‌تان را مشخص کنید.

مدیریت حواس‌پرتی


احتمالا من و شما می‌توانیم برای مدتی در محلی که صدای تلویزیون یا ضبط می‌آید کمی مطالعه کنیم؛ اگر چه کار آسانی نیست، اما از کودک نمی‌توان انتظار داشت در جایی که دور و برش خوراکی، اسباب‌بازی، تلویزیون روشن یا هر وسیله مزاحم دیگری وجود دارد، تکالیفش را انجام دهد. اگرچه از بین بردن حواس پرتی تقریبا غیرممکن است اما راه‌هایی برای مدیریت و کاهش تعداد مواردی که باعث ازبین رفتن تمرکز کودک می‌شود وجود دارد. با این تکنیک شروع کنید که هنگام انجام تکالیف هیچ خبری از تلویزیون، ‌تلفن و کامپیوتر نیست تا زمانی که تکالیف تمام شود. سکوت مطلق لازم نیست زیرا محققان به این نتیجه رسیده‌اند که برخی موسیقی‌های کلاسیک و بدون کلام در افزایش تمرکز نقش دارند. اگر فرزندتان به موسیقی علاقه دارد می‌توانید یکی از قطعات باخ،‌ موتزارت یا بتهوون را برایش پخش کنید.

او روش خودش را دارد

کودکان نیاز دارند که ارزش مطالعه آنها دیده و درک شود اما به یاد داشته باشید افراد راه‌های مختلفی برای یادگیری و پردازش اطلاعات انجام می‌دهند. باید روشی را که در مورد فرزندتان بهتر جواب می‌دهد، پیدا کنید. برخی کودکان راه می‌روند و بلند بلند درس می‌خوانند. برخی دیگر دراز می‌کشند ودرس می خوانند. برخی هم به سکوت نیاز دارند. شما باید درباره روش مطالعه فرزندتان انعطاف‌پذیر باشید. توانایی تمرکز و حفظ عادات مطالعه خوب جزء مهارت‌های زندگی است که باعث موفقیت فرزندان در تمام جنبه‌های زندگی می‌شود.

جای مشخص برای مشق نوشتن

ایجاد یک محل تعیین شده در خانه برای مطالعه بسیار مهم است. این مکان باید میز و جایی برای کتاب‌ها و دفترها داشته باشد. تلاش کنید این مکان در جای کم‌تردد و ساکت خانه باشد تا کودک بتواند بر حواس‌پرتی‌اش غلبه کند. این نقطه باید دارای تهویه مناسب و روشنایی کافی باشد. اگر کودکان برای تکالیف مدرسه به کامپیو‌تر احتیاج داشتند، سعی کنید آن را در مکانی عمومی و نه در اتاق خواب قرار دهید زیرا شما باید بتوانید آنها را از اجرای بازی‌های کامپیوتری، چت‌کردن یا فرستادن ای میل و گردش در اینترنت برای سرگرمی در زمان انجام تکالیف منع کنید. اگر شما بیش از یک فرزند دارید و آنها می‌توانند با هم کار کنند این خیلی خوب است اما در واقع شاید مجبور باشید مناطق جداگانه برای هرکدام از فرزندان‌تان در نظر بگیرید.

شما هم مشق شب بنویسید


اگر برایتان امکان دارد همزمان با فرزندتان به کارهایی که باید انجام دهید، بپردازید. این ممکن است باعث شود برخی کارها را به خانه بیاورید؛ کارهایی مانند پرداخت صورتحساب، چک کردن پست الکترونیک و … وقتی فرزندتان ببیند شما هم دارید همین کار را می‌کنید بیشتر تمرکز می‌کند. هرچند ممکن است سخت باشد اما سعی کنید وقتی را برای استفاده از کامپیوتر و تلفن در طول این زمان قرار دهید. در طول زمان انجام تکالیف و مطالعه تلاش کنید خانه مانند یک کتابخانه باشد تا به پرورش تمرکز فرزندتان کمک کند.

                                                              کپی مطالب ازتابناک
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم فروردین 1393ساعت 14:18  توسط سید کاظم حسینی  | 
مجله مهر نوشت: کتابخانه‌هایمان را پر کرده‌ایم از انواع و اقسام کتاب‌های مربوط به موفقیت و عادات و رفتارهای افراد موفق. این کتاب‌ها را می‌خوانیم و سعی می‌کنیم در زندگی‌هایمان از آنها استفاده کنیم. بیشتر وقت‌ها این عادات کارایی ما را در زندگی بالا برده و زندگی‌مان را بهتر می‌کنند.

اما مقاله امروز ما در این رابطه نیست. درمورد این نیست که افراد موفق چه می‌کنند، در مورد این است که این افراد قبلاً چه کرده‌اند.در زیر به ۱۰ کاری اشاره می‌کنیم که افراد موفق برای رسیدن به موفقیتی که الان از آن بهره می‌برند انجام داده‌اند.

۱. بهانه نیاورده‌اند

همه ما دو صدا داریم. یک صدایی که به شما می‌گوید سخت تلاش کنیم، روی کار کنونی‌مان تمرکز کنیم و قبل از اینکه به سراغ کار بعدی برویم اول این را تمام کنیم. یک صدای دیگر هم داریم که به ما می‌گوید دست کشیده، استراحت کنیم، تلویزیون نگاه کنیم یا در اینترنت بچرخیم.

ما در زندگی قربانی ناعدالتی هستیم، ممکن است ترفیعی باشد که شایسته آن هستیم ولی به ما نمی‌دهند. هر چه و در هر موقعیتی هم که باشیم زمان‌هایی هم اتفاق می‌افتد که با ما با بی‌عدالتی رفتار می‌شود. ممکن است برای خودمان دلسوزی کنیم و یا همه اینها را فراموش کرده، به جلو برویم و از آن فقط بعنوان یک محرک یا انگیزه‌دهنده استفاده کنیم.

نلسون ماندلا می‌توانست به زندان افتادن خود را بهانه‌ای کند برای مغلوب شدن دربرابر عصبانیت خود. اما درعوض از آن به عنوان فرصتی برای مطالعه، رشد، یادگیری و در انتها آزادی همه استفاده کرد.

به بهانه‌هایتان گوش دهید. درک کنید که چرا این بهانه‌ها را دارید و بعد فکر کنید که چطور می‌توانید از آنها در جهت خوب استفاده کنید.

۲. فقط به آنها مربوط نبوده است

موفقیت افرادیکه واقعاً در زندگی خود موفق بوده‌اند به این دلیل بوده است که نه فقط در زندگی خود بلکه در زندگی دیگران هم ایجاد تغییر کرده‌اند.
اگر چیزی که به شما انگیزه می‌دهد چیزی بزرگتر از رسیدن به مقصد و هدفتان باشد مطمئناً سخت‌تر، طولانی‌تر و بیشتر تلاش خواهید کرد.

درست است، وقتی هدف اولیه پول درآوردن را داشته باشیم، پول درخواهیم آورد. اما بعضی ممکن است از آن پول در راه درست استفاده کنند که بسیار عالی است اما همین پول درآوردن به تنهایی هیچ دستاورد خاصی به شمار نمی‌رود.

۳. صبح‌های زود و شب‌های دیر

کسانیکه در زندگی خود به موفقیت دست یافته‌اند برای آن زحمت کشیده‌اند. این ممکن است به قیمت از دست دادن بقیه قسمت‌های زندگی‌شان مثل خانوداه یا زندگی اجتماعی‌شان تمام شده باشد. اما ماموریت آن الزامی بوده است و تا زمانیکه به آن دست پیدا نکرده‌اند بقیه چیزها برایشان بی‌اهمیت می‌شود. مطمئناً سخت‌کوشی هیچ جایگزین دیگری ندارد.

۴. بهترین وسیله

انرژی وسیله‌ای بسیار وسیع است که معمولاً درمورد آن صحبت نمی‌شود. بله از انرژی به شکل سوخت و برق همه جا صحبت می‌شود اما منظور ما سطح انرژی انسان‌هاست.

واقعیت این است که هر چه انرژی بیشتری داشته باشیم، تمرکز کردن برایمان ساده‌تر خواهد شد و کیفیت کارمان بالاتر خواهد رفت.

یکی از رموز موفقیت ریچارد برانسون حفظ تناسب‌اندام عالی برای خود بود. اینکه از نظر جسمی متناسب باشیم، گردش‌خون ما به سمت مغز را بهتر کرده، هوشیاری‌مان را بیشتر کرده و تمرکزمان را بالاتر می‌برد. اینکه ورزش را بخشی از زندگی خود کنید، احتمال موفقیت شما را بالاتر خواهد بود.

۵. اصول

چرچیل اصولی برای خود داشت. تفاوت او با بقیه آدمها این است که او به هر قیمتی که شده به اصول خود پایبند می‌ماند.

شما چه اصول و قوانینی برای خود دارید؟ هر کسی باید اصولی برای خود داشته باشد و بر طبق آنها زندگی کند.

یکی از اصول شرکت اپل این بوده است که دنیای تکنولوژی را تغییر دهد و با بیرون دادن هر کدام از محصولاتشان می‌بینیم که بر این اصل پایبند هستند.

برای خود قوانینی طراحی کنید که شما را در زمان‌های سخت هدایت کنند. این قوانین به هیچ قیمتی نباید تغییر کند.

۶. تردید، اما ایمانی ناگسستنی

همه ما زمان‌هایی درگیر تردید می‌شویم. حتی بهترین ما شک می‌کنیم که به آرزویمان می‌رسیم یا نه. چیزی که افراد واقعاً موفق را از آنهایی که هیچوقت به قدرت واقعی خود نرسیدند متمایز می‌کند داشتن ایمانی ناگسستنی به این حقیقت است که کاری که می‌کنند درست است.

حتی اگر زمان‌هایی دچار تردید شوند، خیلی زود از این حالت بیرون می‌آیند، درحالیکه بقیه اسیر آن تردید شده و دست از ادامه راه می‌کشند.

شما هم می‌توانید لحظات تردید خود را داشته باشید، چون انسان هستید. اما نباید بگذارید آن تردید بر شما غلبه کند. باید بگذارید آن تردید به شما انگیزه دهد که ثابت کنید خوش‌بینی‌تان درست بوده است.

۷. یک دلیل

بسیاری از دستاوردهای دنیا توسط مردان و زنانی صورت گرفته که امنیت نداشته و چیزی برای ثابت کردن به دیگران داشته‌اند و می‌خواسته‌اند از وضعیت کنونی خود ارتقاء یافته و بالاتر روند.

دلیل آبراهام لینکلن مربوط به نگاه دیگران به او و نگاه خودش به خود بود. وقتی بقیه او را پسری فقیر و بی‌سواد می‌دیدند، او در خود توانایی رسیدن به جایگاهی بالاتر را می‌دید، حتی بااینکه فقط با کمک خود می‌توانست به آن مرحله دست یابد. او نیاز به تغییر را هم می‌دید. ملتی که ادعای آزادی داشت ولی آزاد نبود. او اشکالی پایه‌ای در آن وضعیت می‌دید و می‌خواست آن را تغییر دهد. چرای او مربوط به خودش نبود به همین دلیل او را به یکی از مردان بزرگ تاریخ تبدیل کرد.

شما هم باید چرای خودتان را پیدا کنید. باید وقتی بقیه خوابند کار کنید، زندگی امن خود را به خطر بیندازید و آنقدر پیش روید که به مقصدتان برسید.

۸. زمانی تحمل کردند که بقیه ناامید شده بودند

کسی که دست از دنبال کردن آرزوی خودش کشیده چطور می‌تواند بداند که برای رسیدن به موفقیت چه مقدار زمان نیاز داشته است؟ مطمئناً هیچکس چنین توانایی ندارد. ممکن است فردا باشد، ممکن است ده سال دیگر.

آنچه که افراد موفق را از دیگران جدا می‌کند این واقعیت است که آنها هیچگاه دست از آرزویشان نمی‌کشند. برای آنها ناامیدی هیچوقت یک انتخاب نیست. فقط زمانی متوقف می‌شوند که به مقصدشان رسیده باشند. و حتی در آن زمان هم یک ماموریت جدید برای خود ترتیب می‌دهند.

مثلاً نلسون ماندلا را در نظر بگیرید. در سال‌های ابتدای زندگی‌اش نبود که به موفقیت دست پیدا کرد. بعد از تلاش و گذشت سالهای بسیار به مقصد خود رسید. آن هم زمانی که بقیه دست از راه کشیده بودند. به این دلیل به مقصد نرسید که بهترین بود، بهترین بود چون صبر و تحمل بالایی داشت.

هیچکس نمی‌داند کی به موفقیت می‌رسد. پس با ناامید شدن و صرفنظر از ادامه راه شکستتان را تضمین نکنید. می‌توانید خودتان را سازگار کنید، تغییر دهید یا تکمیل شوید اما هیچوقت ناامید نشوید.

۹. مردم بزرگ به طور خستگی‌ناپذیری هنر و صنعت آنها را بررسی کردند

تونی گوین و مایک تایسون به اندازه بقیه افراد روی کار خود مطالعه کردند. گوین ساعت‌ها وقت خود را صرف بررسی کار رقیبان خود کرده بود. الگوهای آنها را مطالعه می‌کرد. او ورزشکارترین فرد آن دوران نبود اما در کار خود، بیسبال، بهترین بود.

وقتی مردم به تایسون فکر می‌کنند، به یک حیوان فکر می کنند. چیزی که اصلاً نمی‌بینند مطالعات اوست. هیچکس به اندازه مایک تایسون درمورد بوکس مطالعه نداشت. هیچکس به اندازه او فیلم بوکس تماشا نکرده بود. او اول یک دانش‌آموز بود بعد یک بوکسر.

این ورزشکاران حرفه‌ای فیلم تماشا می‌کردند، ما برای تکمیل کار و صنعت خودمان چه باید بکنیم؟

خودم را مثال می‌زنم. بیشتر کار من مربوط به نویسندگی و تناسب‌اندام است. به همین دلیل روی این دو موضوع مطالعه می‌کنم. کتاب‌هایی درمورد اینکه چطور می‌توانم نویسنده بهتری شوم و راه‌های ارتباط با خواننده مطالعه می‌کنم و کتاب‌های نویسنده‌هایی را می‌خوانم که از من بهتر هستند. اگر موضوع کارتان فروش است باید کتاب‌هایی در این زمینه بخوانید. اگر بازاریاب هستید، زمینه مطالعه‌تان باید همین باشد.

اگر به دنبال موفقیت هستید، باید در زمینه کارتان مطالعه داشته باشید و آن را به طور کامل بررسی کنید.

۱۰. خطر کردن

اگر خطر نکنید، هیچ پاداشی در انتظارتان نخواهد بود. آنهایی که به موفقیت واقعی دست پیدا کرده‌اند بیشتری از دیگران خطر کرده‌اند.

میلیاردها نفر در طول تاریخ بوده‌اند که توانایی رسیدن به موفقیت را داشته‌اند، چه هوش بوده یا استعدادشان، در هر حال این توانایی را داشته‌اند. چیزی که نداشته‌اند شجاعت لازم برای خطر کردن زندگی‌شان بوده است. همچنین اخلاق کاری لازم برای شناختن استعدادشان را هم نداشته‌اند.

«بدترین تراژدی زندگی یک استعداد هدررفته است.»

آرزوی بزرگ و شجاعانه شما ممکن است ازدواج با دختر آرزوهایتان و تشکیل خانواده با او باشد. خطری که باید بکنید ممکن است ترک کاری که عاشقش هستید برای حمایت از او و خانواده‌تان باشد. آرزوی شما ممکن است کمک به میلیون‌ها انسان برای داشتن زندگی بهتر و سالمتر باشد. آرزویتان هر چه که باشد باید فرصت کافی برای شناخته شدن به او بدهید.

اگر واقعاً می‌خواهید با پاداش روبرو شوید، باید ریسک کنید.

آرزویتان را پیدا کنید. بعد برای رسیدن به آن همه چیز را به خطر بیندازید.

                                    کپی از تابناک

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اسفند 1392ساعت 21:54  توسط سید کاظم حسینی  | 
دبیر انجمن علمی روانشناسی بالینی ایران، افراد با آستانه تحمل پایین را مستعد اختلالات روان‌تنی عنوان کرد که تحت تأثیر شرایط استرس‌زا سیستم گوارششان به هم می‌ریزد و در درازمدت به اختلال فشار خون نیز مبتلا می‌شوند.

به گزارش فارس، مهرداد کاظم‌زاده عطوفی در رابطه با آستانه تحمل و شدت و ضعف آن در افراد مختلف اظهار داشت: آستانه تحمل افراد با هم متفاوت است، هر کدام از ما سطحی از تحمل داریم که بعد از آن عصبانی می‌شویم.  آستانه تحمل میزان فشاری است که هرکدام از ما در موقعیت‌های متفاوت تحمل می‌کنیم و بعد از آن عصبانی می‌شویم.

وی افزود: بحث ما در مورد موقعیت‌های استرس‌زا و تحمل ما بعد از مواجهه با این موقعیت‌ها است. برخی افراد با شنیدن آستانه تحمل یاد کسانی می‌افتند که از کوره در می‌روند در حالی که خیلی وقت‌ها ما واکنش بیرونی نداریم اما آستانه تحملمان در مقابل فشارهای روانی پایین است.

وی ادامه داد: در این حالت با فعال شدن سیستم سمپاتیک و افزایش فشار خون و ضربان قلب دچار بیماری‌های روان‌تنی مانند زخم معده می‌شویم. افرادی که آستانه تحمل پایینی دارند، یعنی کسانی که واکنش‌های سیستم عصبی، رفتاری و هیجانی نشان می‌دهند به لحاظ اختلالات روانپزشکی و جسمی آسیب‌پذیر هستند.

دبیر انجمن علمی روانشناسی بالینی اظهار داشت:‌این افراد تحت تأثیر شرایط استرس‌زا، سیستم گوارششان به هم می‌ریزد و علائم جسمی پیدا می‌کنند که در درازمدت به اختلال فشار خون نیز مبتلا می‌شوند.

وی افزود: در اینجا این سؤال مطرح است که آیا آستانه تحمل اکتسابی است یا وراثتی؟ ما ساختار بدنی خود را به ارث می‌بریم و اینکه سیستم عصبی ما چه واکنشی را نشان می‌دهد به زمینه‌های ژنتیکی برمی‌گردد با این وجود در شرایط استرس‌زا عوامل محیطی مؤثرتر است.

وی افزود: افرادی هستند که در یک خانواده به دنیا آمده‌اند اما همین افراد به دلیل جایگاه اجتماعی و اینکه چندمین فرزند خانواده هستند،‌از نظر واکنش‌ها و آستانه تحمل با هم کاملا متفاوتند. با وجود اینکه ما پایه‌های واکنش‌های بیولوژیکی را ژنتیکی می‌دانیم، اما شکل‌گیری این واکنش‌ها تابع شرایط محیطی است. بنابراین حتی اگر فردی تحت تأثیر عوامل ژنتیکی یک سبک سیستم عصبی را در خود تجربه کند، اگر تحت آموزش‌ها و تمرین‌های روانشناختی قرار گیرد، رفتارش قابل کنترل خواهد بود.

وی افزود: مطالعات در رابطه با رفتارهای پرخاشگرانه نشان می‌دهد که واکنش‌هایی که جنبه هیجانی دارد بیشتر آموزشی و اکتسابی هستند. از طرفی باید گفت واکنش‌های رفتاری ما تابعی است که در بستر واکنش‌های عصبی و بیولوژیکی انجام می‌شود.

این متخصص بهداشت روان تصریح کرد: خیلی‌ وقت‌ها شیوه بیان، تن صدا و واژه‌ها و کلماتی که به کار می‌بریم و در ادامه شدت واکنش‌هایی که در بیرون دیده می‌شود تحت تأثیر عوامل محیطی و آموزشی هستند.

وی ادامه داد: وقتی آستانه تحمل ما پایین است یا اصطلاحا خود را «حساس» می‌خوانیم، برچسب آسیب‌‌پذیری به خود می‌زنیم، وقتی می‌گوییم «حساسم»، یعنی شکستنی هستم و این به خود ما و محیط و اطرافیانمان آسیب می‌زند و بر ابعاد زندگی‌مان تأثیر می‌گذارد.

وی خاطرنشان کرد: با استفاده از این واژه نشان می‌دهیم که نمی‌توانیم برای خودمان کاری انجام دهیم و از خود سلب مسئولیت می‌کنیم. اینها تعبیر خوبی نیست و نشان‌دهنده نقطه ضعف است. برای درمان آن باید به روانشناسان بالینی مراجعه کنیم، علائم و نشانه‌ها را بشناسیم و آنها را مدیریت کنیم.



                                                کپی از تابناک



+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1392ساعت 10:43  توسط سید کاظم حسینی  | 
 مصرف شکلات به دلیل دارا بودن مواد افزودنی موجب بی قراری کودک می شود.

دکتر کرباسی متخصص اطفال در گفت‌وگو با باشگاه خبرنگاران، با تاکید بر اینکه مادر شیرده از مصرف شکلات در این دوران بپرهیزد توصیه کرد: مصرف شکلات در دوران شیردهی موجب بی قراری کودک می شود چرا که شکلات دارای مواد افزودنی است.
 
در ادامه با اشاره به بیماری های ویروسی و شیردهی مادر بیان کرد: بیماری های ویروسی مثل سرخک، سرخجه و غیره زمانی که علامت دار شد ویروس به بدن شیرخوار وارد شده و «آنتی کور» آن از طریق شیر به نوزاد رسیده و جداسازی آن ها بیهوده است.
 
کرباسی متذکرشد: بیماری «آبله مرغان» در رزوهای آخر بارداری خطرناک است و موجب فوت نوزاد می شود و در سه ماهه اول بارداری احتمال ناهنجاری مادرزادی در نوزاد زیاد است.
 
این متخصص اطفال توصیه کرد: قبل از تجویز دارو به مادر باید توجه داشت که اولویت با شیرخوار است، مادر باید حداقل داروهای ضروری و غیرقابل اجتناب و کم ضررترین آنها را مصرف کند.
 
وی تاکیدکرد: در کلیه مواردی که مادر مجبور به مصرف دارو است( مانند بروز بیماری صرع) ممنوعیت شیردهی نداریم و شیرخوار باید در فواصل کوتاه تری معاینه شود.
 
کرباسی تاکید کرد: اگر مصرف دارو در مادر الزامی است باید همراه با احتیاط باشد و شیردهی ادامه یابد لذا بهتر است شیرخوار تحت نظر باشد.
 
مصرف داروهای گیاهی خودسرانه به منظور افزایش شیرمادر ممنوع

 
وی در ادامه نگرانی، استرس، خستگی، کم خوابی، کم غذایی و کم آبی را از عوامل موثر در کاهش شیرمادر برشمرد و عنوان کرد: مکیدن مکرر به خصوص هنگام شب و به دلخواه نوزاد، آرامش بیشتر مادر و نوشیدن مایعات کافی از مهمترین محرک های افزایش دهنده شیر مادر است.
 
عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی یزد در ادامه با بیان این که مصرف داروهای گیاهی خودسرانه به منظور افزایش شیرمادر ممنوع است چرا که مصرف خودسرانه آن  عوارضی برای مادر خواهد داشت افزود: داروهای ضد تشنج در شیرمادرترشح نمی شود بنابراین باید با احتیاط شیردهی انجام شود و توجه داشت که مصرف این داروها بعد از آخرین نوبت شیردهی در شب باشد و در صورت بروز «بثورات جلدی» و خواب آلودگی در شیرخوار سریعا به پزشک مراجعه شود.
 
این متخصص یادآورشد: مصرف آسپرین و استامینوفن با دوز معمولی در دوران شیردهی منعی ندارد و همچنین مصرف "داروهای کوتورن دار" در صورت ضرورت برای مادر بلامانع است.
        
                                            کپی از تابناک


+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1392ساعت 9:2  توسط سید کاظم حسینی  | 
وقتی صحبت از سفر می‌شود کسی را پیدا نمی‌کنی که از ته دل خوشحال نشود.

ما به محض این که فرصت مناسبی پیدا می کنیم چمدان هایمان را می بندیم و آماده رفتن می شویم، روز شماری می کنیم و مدام با خود می گوییم همه چیز را برداشته ام؟ چیزی کم نباشد؟ حتی به افراد آشنا نیز تلفن می کنیم و از آنها حلالیت می طلبیم و خداحافظی می کنیم، اما چه می شود وقتی حرف از سفر آخرت به میان می آید زبان مان بند می آید، دستمان به کار نمی رود، دلمان می لرزد، فکرمان دیگر کار نمی کند، خنده هایمان برچیده می شود و حسی نامفهوم و شاید ناخوشایند تمام وجودمان را دربرمی گیرد. این هم سفر است، اما سفری که برخی افراد را نه تنها شاد نمی کند بلکه از خیال آمدن آن هم واهمه دارند.

به گزارش جام جم، این ترس به قدری گیج کننده است که گاهی تمام مختصات زندگی و فعالیت برخی افراد را بر هم می زند. برخی حتی حاضر نیستند نام مرگ را به زبان آورده و لحظه ای به آن فکر کنند. از این رو ترس از مرگ به یکی از بزرگ ترین دغدغه های زندگی شان تبدیل شده و خواب شبانه آنها را نیز تحت تاثیر قرار می دهد. طبیعتا اگر نسبت به این نوع ترس ها، ریشه ها و علل ایجاد آن آگاهی به دست آوریم، به شکل منطقی تری با آن روبه رو خواهیم شد.

ما جای دیگران، دیگران جای ما

میل به جاودانگی همیشه وجود داشته است. افرادی که صاحب قدرت بودند تلاش می کردند خود را از مرگ و فانی شدن دور نگه دارند، اما واقعیت آن است که مرگ بخش جدایی ناپذیری از زندگی است و ما با گذر زمان به آن نزدیک و نزدیک تر می شویم.

دکتر سهیلا فرتاش، روان شناس تربیتی با بیان این مطالب در گفت وگو با جام جم می افزاید: در یک دیدگاه واقعگرایانه، موجودات زندگی را از تولد آغاز کرده و به سمت بلوغ، بزرگسالی و کهنسالی پیش می برند. در این خصوص با افت توانایی و کاهش کارکردهای بدنی روبه رو می شوند بنابراین مرگ بخشی از زندگی است و از آن نمی توان براحتی گذشت. دیدگاه واقعگرایانه بر این باور است که ما بیش از این که به پایان زندگی فکر کنیم باید به چگونگی زندگی توجه داشته باشیم و این که چطور می توان کیفیت این اثر هنری را بالا برد. این دیدگاه بر چگونگی و کیفیت زیستن تمرکز دارد. دکتر شریعتی، اندیشمند ایرانی عبارت زیبایی در این باره دارد: «خدایا چگونه زیستن را به من بیاموز، چگونه مردن را خود می آموزم.»

به گفته دکتر فرتاش اما در دیدگاه واقعگرایانه مبتنی بر سلامت، مرگ یکی از مراحل زندگی است، به صورتی که ما جای خود را به دیگران می دهیم همان طور که دیگران نیز جای خود را به ما داده اند.

5 سالگی و کنجکاوی درباره معنای زندگی

اما چه رابطه ای میان شیوع ترس از مرگ و افت معنویت در جامعه وجود دارد؟ دکتر سهیلا فرتاش معتقد است: از دیدگاه معنوی زمانی افراد با مساله مرگ راحت تر مواجه می شوند که برای زندگی خود معنایی بسازند. اگر پشت زندگی معنا و مفهومی باشد، انسان ها خوب زندگی می کنند و از به پایان رسیدن آن احساس پشیمانی و بدی نخواهند داشت. اگزیستانسیالیست ها یا هستی گراها بر این باورند که خلأ معنا در زندگی، اضطرابی وجودی به انسان می دهد و باعث می شود زندگی پوچ و بی معنا به نظر آید. افراد یک جامعه با بالا بردن بعد معنویت می توانند به میزان قابل توجهی بر ترس از مرگ غلبه کنند.

در اینجا گاردنر، روان شناس معروف، ایده مربوط به ذهن مدرسه نرفته را مطرح می کند، به این معنی که در واقع ذهن کودک کم کم به سمت معنویت جهتگیری می کند که اگر به شکل نادرستی زیر بمباران آموزش های غلط قرار گیرد از آن فضای معنویت خارج می شود، اما با آمادگی و پرورش ذهن از همان دوران کودکی و آشنا کردن فرزندان با شیوه زیستن به شکل صحیح می توان تا حد قابل توجهی آنها را با مساله مرگ نیز آشنا کرد تا در آینده و بزرگسالی با این مقوله مهم براحتی برخورد کنند.

باور عمیق دینی علیه ترس از مرگ

اما دومین علت ترس از مرگ، افت گرایش به باورهای عمیق دینی است، راه حلی را که می توان برای کاهش این نوع ترس ها پیشنهاد کرد تقویت باورهای دینی به شکل مقبول تر و جوان پسندانه است تا پیام های دینی مخاطبان بیشتری به خود جذب کند. در تبلیغات دینی نباید تجربه مرگ را بیش از اندازه ترسناک توصیف کرد زیراه اضطراب ایجاد شده به منفعل شدن فرد منجر می شود و در نهایت فرد تلاش سازنده برای بهبود خود را متوقف می سازد. گاهی در برخی تبلیغات دینی این ترس به حدی غلیظ است که اضطراب از مرگ، تاثیر ناخوشایندی بر روح و روان فرد می گذارد و در نتیجه فرد مساله مرگ را بخوبی هضم نکرده و به عنوان یکی از دغدغه های اصلی زندگی اش تبدیل می شود. برخی تحقیقات نشان می دهد از همان دو سالگی می توان کودک را با مساله مرگ آشنا کرد. البته با در نظر گرفتن این موضوع که نباید آرامش روانی بچه ها برهم زده شود و فقط به عنوان یک تجربه تخفیف یافته شده مورد بررسی قرار گیرد. پدربزرگ ها و مادربزرگ ها به دلیل این که از توانایی بالایی برای گفتن قصه برخوردارند به نحو موثری می توانند این مساله را به کودکان آموزش دهند و از همان کودکی ریشه ترس از مرگ را در افراد از بین ببرند.

فرزندسالاری و رابطه آن با دردناک شدن مرگ

سومین عاملی که باعث ترس از مرگ و حتی گسترش آن در دوران بزرگسالی نیز می شود سبک های فرزندپروری والدین است که از دو جهت به ترس از مرگ در کودکان و نوجوانان منجر می شود. در سبک فرزندپروری آسانگیر یا فرزندسالاری، والدین حمایتی افراطی از کودک خود به عمل می آورند. بسیاری از واقعیات زندگی را سانسور کرده و این اجازه را به کودکان خود نمی دهند که آنها نیز دست به تجربه بزنند و برای حل مشکلات پیش رو تمام تلاش خود را به کار گیرند، بنابراین بار مسئولیت آنها را نیز به دوش می کشند و اجازه مواجهه تدریجی را از کودکانشان سلب می کنند.

دکتر سهیلا فرتاش می افزاید: در این سبک تربیتی مرگ از آن واقعیت هایی است که کودک به صورت تدریجی با آن روبه رو نمی شود. بسیاری از منابع روانشناختی پیشنهاد می کنند راجع به مرگ با بچه ها صحبت کنید و آنها را با مصادیقی که در طبیعت وجود دارد آشنا سازید، مثلا وقتی درختان و گیاهان سرسبزی و طراوت خود را در زمستان و پاییز از دست می دهند و دوباره در فصل بهار و تابستان به گل می نشینند این نشانه ای از مرگ و تولد دوباره است. کودکان معمولا به نگهداری حیوانات کوچک و پرندگان علاقه نشان می دهند، زمانی که یک ماهی یا پرنده کوچکی را از دست می دهند به آنها توضیح دهیم که مرگ بخشی از زندگی است که برای همه موجودات اتفاق می افتد. این یک امر طبیعی است که در طبیعت به وفور می توان از آن یاد کرد.

آماده کردن ذهن یکی از مهم ترین جنبه های مقابله با ترس از مرگ است. نوع دیگری از سبک های فرزندپروری به گونه ای است که کودک را کاملا رها کرده و او را با دنیایی از تجربیات متفاوت روبه رو می سازد که گاهی این تنها گذاشتن های افراطی به آن منجر می شود که کودک ما به صورت تلخ و ناخوشایندی با مرگ آشنا شود، والدین با در نظر گرفتن توان و سن فرزندشان می توانند اطلاعات بسیار واقع بینانه و در عین حال جالب و قابل توجهی را درخصوص مرگ به کودکان خود بدهند.

خودکشی به دلیل ترس از مرگ

گاهی افراد بیش از حد طبیعی، دچار مشغولیت های فکری راجع به مرگ می شوند. در این حالت می توان این فرضیه را دنبال کرد که آیا فرد دچار درجاتی از افسردگی و اضطراب است یا خیر؟ یکی از ویژگی های افراد افسرده آن است که به تجارب منفی زندگی شان بیش از وجوه مثبت آن توجه نشان می دهند. درنتیجه افکار مرتبط با مرگ در ذهن آنها بیشتر خودنمایی می کند و در مواردی که افسردگی بسیار شدید است علاوه بر ترس از مرگ، اقدام داوطلبانه مرگ را نیز تصدیق می کنند و ممکن است دست به خودکشی بزنند. در واقع این گونه افراد در همان دامی می افتند که ذهن شان را مشغول کرده است. اگر درجات افسردگی زیاد باشد حتما افراد باید از روان شناسان کمک بگیرند.

وقتی فهرست ترس ها و فوبی ها (ترسی که بیمارگونه است) را تحلیل می کنیم از جمله ترس از ارتفاع، آسانسور، هواپیما، جراحت، خون، آمپول و نظایر آن می بینیم یک وجه مشترک بین همه فوبی ها وجود دارد و آن احتمال آسیب و مرگ است. گرچه ما مستقیما فوبی از مرگ را در فهرست آسیب های روانی نداریم اما وجه مشترک همه آنها محسوب می شود، بنابراین در شرایطی که ما مشغولیت افراطی به مرگ را نشانه ای از اضطراب و فوبی بدانیم در این حالت اگر میزان اضطراب بالا باشد به طوری که زندگی فرد را تحت تاثیر خود قرار دهد حتما باید از مشاور و روان شناس کمک گرفت. گاهی افکار مربوط به مرگ، رنگ و بوی افکار وسواس گونه را نیز به خود می گیرد که باز هم برای درمان باید مراجعه کرد، اما برای درجات خفیف تر این نوع مشکلات روانی می توان از تشویق فرد برای تمرکز روی جنبه های مثبت و شاد زندگی، بالا بردن کیفیت زندگی، افزایش ساعات تفریح، ورزش و انجام تمرین های آرامش ذهنی استفاده کرد.

                                                                 کپی ازتابناک





+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1392ساعت 8:50  توسط سید کاظم حسینی  | 

دیگران آنطور نیستند که ما دلمان می خواهد..........

1– دراولويت اول به جاي اينكه در زندگي مشترك به ارزوها ، هدف ها ومشكلات خودتان فكركنيد به ارزوها ، هدف ها ومشكلات مشترك تان فكر كنيد

2– اتظارات خودتان را متناسب با توانايي همسرتان تنظيم كنيد و خارج از توانايي همسرتان از وي تقاضا نكنيد

3– قبل از انجام كارهاي مشترك مثل سفر كردن ، خريد لوازم خانه ، صحبت با بچه و..... با همديگر مشورت كنيد و پس از آنكه به نتيجه مشترك رسيديد اقدام كنيد

4-      در كارهاي اختصاصي همديگر دخالت نكنيد مثلا اگر يك نفر قرار است نهار حاضر كند وظرفها را بشويد نفر ديگر حق ندارد بگويد چگونه حاضر كند و كي(چه وقت) ظرفها را بشويد.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم بهمن 1392ساعت 11:0  توسط سید کاظم حسینی  | 
بنت الهدی امیری (روانشناس)با بیان اینکه بلوغ زودرس می‌تواند پیامدهای جبران ناپذیری در زندگی افراد بوجود آورد، به خانواده‌ها توصیه کرد تا مراقب فرزندانشان باشند.

به گزارش ایسنا، بنت الهدی امیری گفت: بلوغ بر اساس تعاریف روانشناسی در پی رشد همه جانبه عقلی، فیزیکی و جسمی افراد رخ می دهد، این درحالی است که برخی از نوجوانان در سنین پایین به سن بلوغ می‌رسند و این مسئله می‌تواند مشکلاتی را برای آنها بوجود آورد.

این کارشناس ارشد روانشناسی تربیتی با بیان اینکه میزان بروز بلوغ زودرس در دختران 20 برابر بیشتر از پسران رخ می‌دهد، گفت: این مسئله ریشه در عوامل ژنتیکی دارد.

وی با بیان اینکه بلوغ زودرس نیاز به بررسی دارد، گفت: همزمان بودن بلوغ جنسی و فکری از اهمیت زیادی برخوردار است و بروز زودهنگام بلوغ در نوجوانان سبب می‌شود که بلوغ جنسی در شرایطی رخ دهد که فرد از نظر فکری و عقلی رشد کافی نیافته است.

امیری یکی از پیامدهای زودتر رخ دادن بلوغ در افراد را کوتاهی قد دانست و گفت: چنین افرادی اگرچه در دوران نوجوانی نسبت به همسالان خود قد بلندتر هستند، اما در مجموع کوتاه قدتر خواهند بود.

وی در ادامه با اشاره به اینکه بلوغ زودرس سبب ایجاد گرایش‌های جنسی در نوجوانان می‌شود، گفت: این اتفاق به نوبه خود زمینه‌های نقصان در توانایی و عملکرد را در فرد بوجود می آورد.

این کارشناس ارشد روانشناسی تربیتی گفت: نوجوانانی که با بلوغ زودرس مواجه می‌شوند نسبت به همسالان خود با استرس‌ها و تنش‌های بیشتری مواجه می‌شوند و همین مسئله ارتباطات اجتماعی آنها را تحت تاثیر قرار می‌دهد و در نهایت زمینه‌های منزوی شدن آنها را بوجود می آورد.

وی با تاکید براینکه غفلت از بلوغ زودرس نوجوانان می‌تواند پیامدهای جبران ناپذیری را در زندگی آن‌ها به دنبال داشته باشد، به خانواده‌ها توصیه کرد: تلاش کنند تا بالا بردن آگاهی‌های خود و با برقراری یک ارتباط درست با فرزندانشان از بروز آسیب‌های اجتماعی جلوگیری به عمل آورند

                                    (منبع تابناک)

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1392ساعت 9:27  توسط سید کاظم حسینی  | 
دیگران آنطور نیستند که ما دلمان می خواهد..........

 1-  وقتی از همدیگرناراحت هستید شجاعت داشته باشید؛ ناراحتی وعلت آن را با همسرتان درمیان بگذارید

 2- وقتی که ازهمسرتان ناراحت هستید نقش خودتان را دربروز ناراحتی بررسی کنید اگرفکر می کنید که هیچ نقشی درایجاد ویا ادامه ی آن ندارید در واقع نتوانسته اید نقش خود را پیدا کنید

 3- هر هفته یک مورد ازاختلاف نظرهای خود را در مورد مسایل زندگی پیدا کنید وسپس به حل آن بپردازید فراموش نکنید یک مشکل هزار راه حل دارد وشما خیلی از راه حل ها را بلد هستید

 4- در طول هفته یک جلسه برای بررسی اتفاقات هفته بگذارید(اتفاقات خوب و بد) بررسی اتتفاقات بد برای برای رفع آن - بررسی اتفاقات خوب به دو دلیل :الف ـ برای تقویت آن رفتار ب ـ بهانه ی برای ادامه جلسات داشته باشید زیرا بصورت باور نکردنی مشکلات شما بعد از مدتی به حداقل می رسد.

 5- شنونده فعال باشید به حرف ها با علاقه و دقت گوش دهید تا همسرتان صحبت هایش را تمام کند

6- زمانی صحبت کنید که همسرتان فرصت شنیدن صحبت هایتان راداشته باشد یعنی زمان صحبت کردن را تشخیص دهید .

 ادامه دارد..........

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم بهمن 1392ساعت 9:51  توسط سید کاظم حسینی  | 

اکثر افراد در روزهای تعطیل تمایل به پرخوری دارند و همچنین به دلیل مشغله‌های جانبی فرصت نمی‌کنند همیشه مواد خوراکی سالم را در برنامه غذایی خود بگنجانند.

به گزارش ایسنا، رژیم غذایی مضر و ناسالم علاوه بر آنکه می‌تواند چربی شکمی را افزایش دهد و موجب چاقی شود خطر ابتلا به افسردگی را نیز تشدید می‌کند. از جمله مواد غذایی که عامل افسردگی هستند عبارتند از:

غلات فرآوری شده: ماکارونی از جمله مواد خوراکی است که به سرعت آماده می‌شود و برای مواقعی که فرد مشغله‌های زیادی دارد غذای مناسبی به حساب می‌آید اما ممکن است غذای خوبی برای هر شب نباشد. ماکارونی و برنج سفید از غذاهایی هستند که خاصیت التهاب‌آور دارند و مصرف زیاد آن با بروز افسردگی در زنان 50 تا 77 ساله مرتبط است. در این مطالعه، پزشکان به بررسی عادات غذایی بیش از 40 هزار زن که در ابتدای مطالعه افسردگی نداشتند، پرداختند و دریافتند افرادی که به طور مرتب از غذاهایی با خاصیت التهاب‌آور مصرف می‌کنند بیشتر به افسردگی مبتلا می‌شوند.

نوشابه‌های غیرالکلی: بررسی‌های انجام شده نشان می‌دهد نوشابه‌های غیرالکلی که بخشی از رژیم غذایی روزمره برای اغلب مردم شده‌اند به بروز افسردگی کمک می‌کنند.

فست‌فودها: افرادی که از فست‌فودها مصرف می‌کنند نسبت به افراد دیگر 51 درصد بیشتر مستعد ابتلا به افسردگی هستند.

 به گفته پزشکان مصرف مقدار اندکی از هر گونه مواد خوراکی خطرزا نیست اما افراط در مصرف هر یک از سه گروه اصلی مواد غذایی برای سلامت جسم و روان مضر است.

                                    (کپی ازتابناک)

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1392ساعت 7:50  توسط سید کاظم حسینی  |